کاوش موضوع زمان
صفحه اصلی
زمان
زَمان دنباله پیوسته هستی و رخدادهاست که ظاهراً در روند برگشتناپذیری از گذشته تا کنون و از اکنون تا آینده رخ میدهند. زمان کمیت تشکیلدهنده اندازهگیریهای گوناگونی است که برای تعیین توالی و طول رویدادها، یا بازه زمانی بین آنها و همچنین سنجش نرخ تغییر کمیتها در واقعیت مادی یا تجربه خودآگاه، بهکار میروند. از زمان اغلب به عنوان بعد چهارم، در کنار ابعاد سهگانه فضا، یاد میشود.از نظر واژهشناسی ایرانی، زمان ریشهگرفته از واژه زروان است که خدای زمان در ایران باستان بوده است.
زمان از دیرباز موضوع مهمی در دین، فلسفه و علم بوده است، اما ارائه تعریفی برای آن، بدون رسیدن به دور و به شکلی که در همه شاخهها قابل استفاده باشد، دانشمندان را سخت مشغول کرده است. با این حال شاخههای مختلفی همچون کسب و کار، صنعت، علم و هنرهای نمایشی، هریک به شکلی، مفهومی از زمان را در دستگاههای اندازهگیری خود جای دادهاند.
زمان در فیزیک به عنوان «آنچه که یک ساعت نمایش میدهد»؛ تعریف میشود.
ماهیت فیزیکی زمان را نظریه عام، برپایه رویدادهای فضازمان توضیح میدهد. برخورد دو ذره، انفجار یک ابرنواختر یا نشستن یک سفینه فضایی، نمونههایی از رویدادها هستند. به هر رویدادی میتوان چهار عدد نسبت داد که زمان و مکان (مختصات محل رویداد) آن را مشخص میکنند. اما این مقادیر عددی برای ناظرهای مختلف، متفاوت هستند. در نسبیت عام، پرسش «اکنون چه زمانی است»، پرسشی است که معنایی نسبی و وابسته به یک ناظر خاص دارد.
زمان یکی از هفت کمیت بنیادی فیزیکی در هر دو دستگاه بینالمللی یکاها (SI) و بینالمللی کمیتها (ISQ) است. واحد زمان در SI ثانیه است. زمان برای تعریف کمیتهای دیگر مانند سرعت نیز بهکار میرود و بنابراین تلاش برای تعریف زمان با استفاده از چنین کمیتهایی به دور در تعریف میرسد. تعریفهای عملیاتی از زمان، که در آن مشاهده تعداد تکرار خاصی از یک رویداد متناوب استاندارد دیگر (مثل حرکت پاندول)، یکای زمان (مثل ثانیه) را مشخص میکند؛ هم در آزمایشهای علمی پیشرفته و هم در مسایل روزمره بسیار پرکاربرد است.
تعریف عملیاتی زمان، ماهیت بنیادی آن را مشخص نمیکند و توضیح نمیدهد که چرا رویدادها در فضا میتوانند به سمت جلو یا عقب روی دهند اما در زمان تنها حرکت به جلو امکانپذیر است. پژوهش در زمینه رابطه فضا و زمان توسط دانشمندان به تعریف فضازمان انجامید. نظریه نسبیت عام مهمترین چارچوب نظری برای درک چگونگی کارکرد فضازمان است. در نتیجه پیشرفتهای نظری و تجربی در پژوهشهای فضازمان، نشان داده شد که زمان در نزدیکی لبههای سیاهچالهها میتواند کش بیاید.
زمان در دیدگاه اینشتین، بعد چهارم است که ما در آن شناورهستیم. از لحاظ تئوری، سفر به گذشته امکانپذیر نیست، به دلیل پارادوکسهای بسیاری که وجود دارد، از جمله پارادوکس پدر بزرگ اما سفر در آینده، به کمک سفینههایی با سرعتِ نزدیک به نور امکانپذیر میباشد و درمورد آن، اکثر دانشمندان، اتفاق نظر دارند.
طبق نظریهٔ اینشتین زمان و گرانش، با یکدیگر در ارتباط هستند، به طوری که، هر چه جرم بیشتر باشد، گرانش بیشتر است، در نتیجه زمان در آن مکان، سریع تر میگذرد.
طبق نظریهها، گرانش در نقطهٔ تکینگی
سیاهچالهها، به بینهایت میرسد، در نتیجه از دیده، شخصی که بیرون از تکینگی قرار دارد، اجسام نزدیک به تکینگی، بی حرکت به نظر میرسند، زیرا زمان در نزدیکیه تکینگی، بسیار سریع است.... بیشتر در ویکی پدیا